سواد فرهنگی شما چقدر است؟
سواد، شالودهي آگاهيها و تفكر انسانهاست.طبق تعريف، سواد به طيفي از توانمنديهاي موردنياز براي برقراري ارتباط با ديگران از طريق گفتگو، خواندن، نوشتن و استفاده از رياضيات اطلاق ميشود كه با بهكارگيري رسانهها و فناوريهاي مختلف به ظهور ميرسد و هدف آن ارتقاي زندگي روزمره، مشاركت جمعي، حل مسائل بشري و توسعهي ظرفيتهاي فردي و اجتماعي انسان و جامعهي اوست.
ترديدي نيست كه دستيابي به اهداف توسعهاي كشور، مستلزم پرورش شهرونداني است كه از سواد مفيد و كافي برخوردار باشند. بهسادگي ميتوان نشان داد كه فرآيند تحقق اين الزام با طراحي يك "استراتژي ملي سوادافزايي" آغاز ميشود (درست مشابه تازهترين تجربه در ايالات متحدهي آمريكا). اين استراتژي نه تنها فرآيند تجديد ساختار نظام آموزشي كشور در مقاطع مدرسهاي، فني و حرفهاي، و دانشگاهي را هدايت ميكند، بلكه رهنمودهاي لازم براي تجديد ساختار و نقشآفريني نوين رسانههاي جمعي كشور ـ بهويژه رسانهي ملي (صدا و سيما)ـ را به روشني ترسيم ميكند.طراحان اين استراتژي (بهعنوان بخشي از استراتژي كلان فرهنگي كشور)، با پنج سوال اساسي زير روبرو خواهند بود:
1. انواع سوادهاي مفيد كدامند؟
2. منظور از "سواد مفيد و مكفي" چيست؟
3. "سبد سواد" شهروندان فرهيختهي كشور بايد حاوي چه نوع سوادهايي باشد؟
4. توسعهي هر نوع سواد مفيد مستلزم اجراي كدام برنامههاي آموزشي است؟
5. انواع سوادهاي مفيد با چه استانداردهايي سنجيده ميشوند؟
طي دهههاي اخير، پژوهشگران موفق به كشف و معرفي بيش از 34 نوع سواد مفيد و مدرن شدهاند كه سواد علمي بهمعناي مصطلح در نظام آموزشي ما، تنها يكي از آنها محسوب ميشود!از جمله سوادهاي مفيد و مدرن ميتوان به سواد فرهنگي، سواد اجتماعي، سواد سياسي، سواد اقتصادي، سواد رسانهاي، سواد نقادي، سواد اطلاعاتي، سواد كامپيوتري، سواد اينترنتي، سواد محيط كار، سواد خانوادگي، سواد نظامي، سواد بهداشتي، سواد محيطي(اكولوژيك)، سواد فيلمشناسي، سواد قانوني، سواد هنري، سواد شبكهاي و بهويژه "سواد فنآوري" اشاره كرد كه هر يك تعريف، استانداردها و راهكارهاي توسعهاي خاص خويش را دارند.
مفهوم سواد فرهنگي، نخستين بار توسط انديشمند برجستهاي به نام هيرچ در سال 1982 تعريف شد. وي در كتاب معروف خود با عنوان "سواد فرهنگي: آنچه هر آمريكايي بايد بداند" استدلال ميكند كه سواد فرهنگي در جامعهي آمريكا، مشتمل بر شناخت كافي از ۵۰۰۰ موضوع مختلف است كه مثلاً يكي از آنها شناخت امام خميني(ره) است.
سواد فرهنگي از دو منظر قابل بررسي است:
1. از منظر "درونجامعهاي"كه مشتمل بر شناخت عناصر اساسي تشكيلدهندهي فرهنگ ملي و شناخت آندسته از عناصر جهاني است كه بر فرهنگ ملي تأثيرگذار هستند.
2. از منظر "برونجامعهاي" كه بهمعناي برخورداري از سواد فرهنگي در مورد ساير ملتهاست.
منبع:
محمدرضا میرزاامینی، سواد فرهنگی: شالوده توسعه ملی، اندیشگاه شریف ، 1385
http://www.sharifthinktank.com/
چگونه میتوانید یک مخترع یا نوآور شوید؟
اکثر مردم معتقدند اختراع و نوآوری ذاتی است و بسیاری از مسایل پیچیده را فقط اینگونه افراد خلاق میتوانند حل کنند؛ راهحلهای خلاقانه به افراد الهام میشود و قابلتقلید نیستند.این دیدگاه، منتقدانی همچون گنریش آلتشولر نیز داشته است.
اگرچه در بعضی موارد، افراد بسیار استثنایی را میبینیم اما به وضوح دریافتهاید که نوآوران و خلاقان، از روش و ساختار فکری متفاوتی، نسبت به افراد عادی جامعه، برخوردارند. گنریش آلتشولر با مطالعه و تحلیل صدهاهزار اختراع ثبتشده در سطح جهان (همچنان این مطالعات ادامه دارد) دریافت اصول ثابتی بر تمامی این ابداعات حاکم است و میتوان طرز تفکر مخترعان را فرموله کرد. بهعلاوه به کمک این اصول، هر کسی میتوان بدون سعی و خطا، مساله را حل نماید.
او متوجه 5 اصل اساسی در نوآوری و اختراع شد که عبارتند از:
1. وجود تضاد: تلاش در جهت رفع تضادهای موجود بین شرایط
2. ایدهآلگرایی: حرکت به سمت ایدهآلها، کاهش ویژگیهای منفی و افزایش مثبتها
3. کارکردگرایی: تلاش جهت فهم و دستیابی به کارکردهای اساسی موردنیاز نه صرفاً راهحلها
4. منابع: تلاش جهت استفاده بهینه از منابع دردسترس
5. فضا، زمان و تعامل: نگاه به سیستم از زوایای مختلف
آلتشولر بیان کرد که ما همیشه جهت حل تضادها نیازمند خلاقیت هستیم (تضاد فنی یا فیزیکی) و باید به دنبال بیشینهکردن ویژگیهای مثبت و کمینهکردن ویژگیهای منفی پیش برویم؛ کارکردهای اصلی که ثابت هستند را مد نظر قرار دهیم نه راهحلها که متغیرند؛ از امکانات و منابع موجود و دردسترس نهایت استفاده را ببریم و به مساله از تمامی زوایای ممکن نگاه کنیم.
او نهایتاً 40 اصل اساسی یا راهحل کلی ارایه کرده است که اگر شما مساله خود را به خوبی در قالب پارامترهای فنی تعریف کنید میتوانید از آنها استفاده نموده و به سرعت مساله را حل کنید.بدین ترتیب، شما میتوانید با یادگیری کامل این روش حل خلاقانه مسایل، به یک مخترع و نوآور تبدیل شوید.
منبع:
گنریش آلتشولر، الگوریتم نوآوری، محمدحسین سلیمینمین، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری، 1381
آیا میتوان کودکانی ذاتاً خوشبخت به دنیا آورد؟
خوشبختی، آرزوی همیشگی تمامی انسانها بوده و هست.اگر هدف تمامی تلاشهای انسان از طریق آموزش، کار، پول، زیبایی، هوش و استعداد، رسیدن به خوشبختی و شادی است پس چرا نکوشیم به کمک مهندسی ژنتیک، از آغاز کودکانی ذاتاً خوشبخت به دنیا بیاوریم؟
دانشمند برجسته، میهالی سیکزنتیمیهالی، در کتاب اخیر خود تحت عنوان "پنجاه سال آینده"(فصل:آینده خوشبختی)بیان میدارد از دو دههی اخیر مطالعات زیادی راجع به الگوی خوشبختی و نحوه دستیابی به آن، در حال انجام است.پژوهشگران معتقدند خوشبختی در میان فرهنگها و جوامع مختلف، متفاوت است و نمیتوان نسخه واحدی برای همه پیچید.
بهعلاوه منتقدان معتقدند شاید احساس خوشبختی همیشگی، چندان جالب و مفید نباشد و از نظر روانشناسی بهتر است انسان تمامی احساسات غم، شادی، درد، شکست، موفقیت، ناراحتی، تاسف، ترس و امثالهم را با هم داشته باشد. آنان معتقدند فرآیند دستیابی به خوشبختی، خود از ارزش بالایی برخوردار است و به زندگی انسان معنا میبخشد.بعضی دیگر نیز معتقدند این کار به ایجاد جامعهای یکشکل و همسان منتهی میشود که نهایتاً فاجعه است.
میهالی معتقد است مقاومتهای زیادی در مقابل چنین ایدهای انجام خواهد شد و به سختی قابل اجرا است. اما به نظر شما اگر این ایده، عملی شود، تمامی پدرومادرها برای آنکه کودکانی به دنیا بیاورند که از همان کودکی، احساس خوشبختی و موفقیت بکنند هجوم نخواهند آورد؟
منبع:
Milhaly Csikszentmihaly, The Next Fifty Years, Vintage Books, 2002
آیا میتوانید فکر و شخصیت دیگران را با نگاه بخوانید؟
آیا میدانید طرز راهرفتن و قدمزدن شما منحصر به فرد است؟ ریتم حرکات بدن افراد همچون اثر انگشت، تصویر قرنیه و حالت صورت آنان یکتا است. پژوهشگران دانشگاه جورجیای آمریکا در حال توسعه فناوریای هستند که به کمک آن میتوان از طرز راهرفتن افراد به هویت، شخصیت، افکار و نیت مردم پی برد.
پلیس، نیروهای امنیتی، و نیروهای دفاعی میتوانند به کمک یک رادار کوچک که طرز حرکات شما را قبل از رسیدن به ورودی ساختمان یا هر جای دیگری، به کمک رایانه مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، هویت شما را شناسایی کرده و سوابق اجتماعی و امنیتی شما را بررسی نمایند.در نتیجه میتوانند قصد و نیت شما را قبل از هر اقدام احتمالاً ناشایستی پیشبینی کرده و تمهیدات لازم را تدارک ببینند.
در پشت این تحقیق، وزارت دفاع آمریکا (موسسه دارپا) و سازمانهای امنیتی آمریکا قرار دارند که میکوشند از طریق این فناوری، از حملات تروریستی احتمالی جلوگیری نمایند. مدیران امنیتی معتقدند بهتر است قبل از اینکه بخواهیم از این سیستم به صورت کاملاً مستقل استفاده کنیم، آن را به صورت مکمل سایر سیستمهای موجود همچون روشهای بیومتریک و تشخیص چهره بکار بندیم. چون هنوز این سیستم از دقت کامل برخوردار نیست.
منبع:
Hope Cristol, Georgia Institute of Technology, USA, 2003: http://www.gatech.edu/
چگونه میتوانید همچون نوابع بیاندیشید؟
در مواجهه با مسایل و مشکلات چه میکنید؟ از آنها فرار میکنید یا سعی میکنید آنها را حل کنید؟ فکر میکنید صرفاً افراد باهوش قادرند مسایل را به بهترین شکل ممکن حل کنند یا اینکه هر کسی میتواند این کار را بکند؟ آیا دقت کردهاید چقدر تجربیات گذشته شما در رویکرد شما به مسایل موثر است؟
از گذشته، مطالعات زیادی راجع به هوش و خلاقیت در جهان انجام شده است و زندگی نوابغ به صورت جدی و عمیق مورد بررسی قرار گرفته است. اما هنوز به قطع نمیتوان گفت که فرمول کلی برای طرز تفکر آنان وجود دارد. بهعلاوه اکثر مردم فکر میکنند که آنان، افرادی با تواناییهای ژنتیکی کاملاً متفاوت هستند یا اینکه از ضریب هوشی بسیار بالایی برخوردارند.
مطالعات نشان میدهد که الزاماً هوش و خلاقیت، رابطهی مشخصی با یکدیگر ندارند و یک فرد خلاق الزاماً باهوش نیست و بالعکس. ما عموماً یاد میگیریم که چگونه براساس روشهای حل مسالهای که آموختهایم و تجربیات گذشته خود، به سرعت راهحلی تضمینشده را برای مسالهی پیش رو بازآفرینی نماییم.اما نوابغ، براساس تفکری واگرا، تمامی راهحلهای ممکن برای یک مساله را در ذهن خود خلق و مورد ارزیابی قرار میدهند و ابداً نمیکوشند صرفاً براساس یک راهحل متداول به جواب برسند. آنان سعی میکنند راهحلی جدید بیافرینند.
از مطالعه گسترده الگوهای فکری نوابغ و ابرخلاقان جهان، هشت راهبرد فکری مشترک بدست آمده است که ما هم میتوانیم در زندگی خود بکار بگیریم و به دیگران آموزش دهیم:
1. نوابغ از دریچههای مختلف به مساله نگاه میکنند (نگرشی نو و متفاوت).
2. نوابغ، افکار خود را به تصویر میکشند (در قالب یک طرح، نمودار، فرمول یا شکل).
3. نوابغ بسیار تولید میکنند (تولید فراوان و مستمر ایدهها).
4. نوابغ، ترکیباتی بدیع و جدید میآفرینند (راهکارها را ترکیب میکنند).
5. نوابغ، روابط را تقویت میکنند (ارتباطدهی موضوعات نامربوط).
6. نوابغ، به تضادها میاندیشند (اعتقاد همزمان به مواضع متضاد و شناوری ذهن).
7. نوابغ، استعاری میاندیشند (کشف تشابهات مقولات متفاوت).
8. نوابغ، خود را برای فرصتها مهیا میکنند (نهراسیدن از شکست و رویارویی با شرایط جدید).
منبع:
Michael Michalko, “Thinking Like a Genius”, in the Exploring your Future, Maryland, World Future Society, 2000 : برگردان: محمدرضا میرزاامینی
http://www.sharifthinktank.com/
چگونه میتوان آیندهای مطلوب داشت؟
چقدر در خلق آیندهی خود نقش دارید؟ آیا زندگی بشر را جریانی پیوسته میدانید و آینده را حاصل حال و گذشته میدانید؟ آیا فکر میکنید میشود وقایع آینده را پیشبینی کرد؟ فکر نمیکنید بشود آیندهای مطلوب برای خودمان، سازمانمان، کشورمان و کل بشریت، رقم بزنیم؟ قطعاً اگر به جبر تاریخ اعتقاد نداشته باشید و اراده و اختیار خود را باور کنید، میتوانید قدمی در این راستا بردارید. اما چگونه؟
علم نوظهور آیندهپژوهی، شما را قادر میسازد تا آیندهای بهتر برای خود بسازید.آیندهپژوهی، دانش و معرفتی است چشم مردم را نسبت به رویدادها، فرصتها و مخاطرات احتمالی آینده باز نگه میدارد؛ ابهامها، تردیدها، و دغدغههای فرسایندهی مردم را میکاهد؛ توانایی انتخابهای هوشمندانهی جامعه و مردم را افزایش میدهد؛ و به همگان اجازه میدهد تا بدانند به کجاها میتوانند بروند (آیندههای اکتشافی)؛ به کجاها باید بروند (آیندههای هنجاری)و از چه مسیرهایی میتوانند با سهولت بیشتری به آیندههای مطلوب خود برسند (راهبردهای معطوف به آیندهسازی).
آیندهپژوهی، در حقیقت، دانش شکلبخشیدن به آینده بهگونهای آگاهانه، فعالانه و پیشدستانه است؛ همان دانش و معرفت سترگی که میتواند بذر رویاها، آرزوها و آرمانهای نجیب و اصیل یک فرد، سازمان و یک ملت را بارور سازد. از جمله، رایجترین فنون آیندهپژوهی میتوان به این موارد اشاره کرد:
· دیدهبانی (پایش و رصد مستمر تغییرات جهانی)
· روندیابی (شناسایی، پایش و برونیابی روندها)
· سناریوپردازی
· نظرخواهی و مشاوره (دلفی)
· مدلسازی و شبیهسازیهای رایانهای
· تحلیل تاریخی
· توفان فکری (هماندیشی)
· چشماندازپردازی (خلق آیندههای ممکن و مطلوب)
· مطالعات ترازیابی (ارزیابی مستمر فاصله خود با رقبا و پیشروان)
منبع:
عقیل ملکیفر و همکاران، الفبای آیندهپژوهی، اندیشکده صنعت و فناوری، 1385
آیا میتوان قبل از مرگ، به بهشت سفر کرد؟
بهشت، آرمانشهری است که در تخیلات هر انسانی وجود دارد. در اسلام و بعضی دیگر از ادیان، به انسانها وعده داده میشود که اگر درستکاری پیشه کنند، بعد از مرگ به یک زندگی جاودانی کامل و زیبا در کنار خداوند دست خواهند یافت.البته بسیاری از مردم غرب معتقدند این ایدهای جهت گریز از ناملایمات زندگیِ امروزِ افراد فقیر و توجیه مشکلات جوامع عقبمانده است. آنان معتقدند که باید بهشت را در همین دنیا ساخت و از آن لذت برد.
همین ایدهی بهشت، باعث شده است تا شرکتهای جهانگردی بکوشند با کشف یا ایجاد مکانهای زیبایی با امکانات کامل، به جلب توریست پرداخته و کسب درآمد نمایند.طراحی سفرهایی با کشتیهای پیشرفته و بزرگ با امکانات گسترده، به جزایری دلفریب به نام "بهشت خصوصی" امروز به کسبوکاری روبهرشد در کشورهای پیشرفته تبدیل شده است.
شرکت خطوط کشتیرانی دیسنی، جزیرهای رویایی را تصور و به صورت مهندسی ساخته است که سرزمینی سرسبز با سواحلی پوشیده از ماسه سفید است. شما میتوانید با کشتیهای عظیم 2600 نفره کوئین ماری 2 (ملکه مریم) سفر دلپذیری را تجربه نمایید. اخیراً یک شرکت جهانگردی چینی نیز سفری کامل با کشتیهای پیشرفته و بانوانی زیبا برای مردان ثروتمند، راهاندازی نموده است که هزینه آن بسیار بالاست (بهشتی شناور).
منبع:
Marvin Cetron, Futurist Magazine, 2003
http://disneycruise.disney.go.com/dcl/en_US/index
آیا کره زمین، موجودی زنده است؟
هر موجود زنده، متشکل از هزاران، میلیونها و میلیاردها سلول و عنصر زنده است همانند میکروبها، حشرات، حیوانات، گیاهان، انسانها و امثالهم.در واقع، هر موجود زنده، خود از میلیونها و میلیاردها موجود زنده دیگر تشکیل شده است.شما یک قلب زنده، یک مغز زنده، یک ریه زنده، یک معده زنده و مواردی از این دست دارید که خود آنها هر یک، متشکل از میلیونها و میلیاردها بخش زنده دیگر است.
با این حساب، چرا خود "زمین"نمیتواند یک موجود زنده باشد؟ زمینی که دربردارندهی میلیاردها موجود زنده دیگر است؛ تنفس میکند؛ تکان میخورد؛ عطسه میکند؛ آب میخورد؛ و ...؟
یک دانشمند برجسته آمریکایی به نام جیمز لاولاک، در پی تحقیقاتی که برای سازمان هوافضای آمریکا (ناسا)راجع به حیات در مریخ انجام میداد به این مفهوم انقلابی دست یافت و آن را در کتابی تحت عنوان "گایا: نگاهی جدید به زندگی روی زمین" (سال 1979 میلادی) منتشر کرد (کتابهای جدیدی راجع به این مفهوم نیز توسط همین نویسنده منتشر شده است).گایا که در یونانی به معنای الهه زمین است و تعبیری برای نشاندادن زندهبودن کره زمین است.تعابیر مشابهی در قرآن نیز راجع به زندهکردن زمین توسط خداوند (در آغاز خلقت) وجود دارد.
این دیدگاه که پایههای علمی دارد و زمین را سیستمی سایبرنتیکی تعریف مینماید، منتقدانی نیز دارد و بحث راجع به آن ادامه دارد. اما پیامد چنین دیدگاهی جدید و پارادایمی انقلابی راجع به محیطی که در آن زندگی میکنیم چیست؟ قطعاً باید نوع نگاه نوع ما به زمین، مراقبت از محیط زیست، و نحوه رفتار ما در زندگی دستخوش تغییراتی جدی شود.
منبع:
James Lovelock, “Gaia: A New Look at Life on Earth”, 1979
فکر میکنید شما باهوشتر هستید یا این روبات؟
فکر میکنید اگر در یک آزمون هوش شرکت کنید ضریب هوشی شما چند باشد؟ فکر میکنید امکان دارد ضریب هوشی یک دستگاه بیروح شامل مجموعهای از سیم و پیچ و فلز، از شما بیشتر باشد؟
اگرچه شاید هیچگاه ماشین به سطح تواناییهای فکری ما انسانها نرسد اما روبات هوشمندی توسط دانشگاه پلیتکنیک رِنسلیر آمریکا ساخته شده است که ممکن است در یک امتحان آزمون هوش، کنار دست شما بنشیند و در آن امتحان، نمره بالاتری از شما بدست آورد!
این روبات هوشمند که پِری نام دارد میتواند به کمک آخرین دستآوردهای هوش مصنوعی و تجهیزات حسیِ خود، ببیند، استدلال کند و رفتار مشخصی از خود نشان دهد. مهارتهای این روبات آنقدر زیاد است که در آزمونهای هوش، "نمره طلایی"گرفته است.به ویژه، به خاطر سرعت بالای خود در تحلیل علایم و نشانههای مختلف، از عملکرد زمانی بسیار بالاتری از انسان برخوردار است. پژوهشگران در حال کار روی این روبات هستند تا در سایر بخشهای آزمون هوش نیز کاملاً موفق عمل کند مثلاً بتواند قطعات نامرتب یک داستان مصور را به ترتیبی بچیند که داستانی را بیان کند.
مدیر این گروه پژوهشی اظهار میکند میتوان به کمک این روبات، نحوه عملکرد ذهن انسان در شرایط مشابه را کشف کرد و پرده از راز مغز انسان گشود.
منبع:
Selmer Bringsjord, Rensselaer Polytechnic Institute, USA, 2003: http://www.rpi.edu/
آیا میدانید از پشت پارادایمهایتان به دنیا نگاه میکنید؟
حتماً تا به حال با شرایطی مواجه شدهاید که در آن افراد مختلف، با نگرشهایی کاملاً متفاوت به یک مساله یا واقعهی یکسان مینگرند و تصمیماتی کاملاً متفاوت میگیرند.شاید افرادی را هم دیده باشید که بسیار تیزبین هستند و از کنار بسیاری از موضوعاتِ ساده و روزمرهی زندگی، بیتفاوت نمیگذرند. آنان به زندگی متفاوت مینگرند، راجع به همه چیز حساس هستند و فکر میکنند، و برای مسایل پیشآمده راهحلهای خلاقانهای ابداع میکنند.
همه اینها از یک واقعیت ذهنی نشات میگیرد:"پاردایم".اگر از بحثهای تاریخی این مفهوم فلسفی بگذریم، میتوانیم بگوییم "پاردایم"یک چارچوب فکری و نگرش کلی به موضوعات مختلف و نحوه رفتار و رویکرد ما در قالب آن است که به طور اساسی منتج از پیشفرضها و باورهای ماست. این چارچوب ذهنی، رویکرد ما به مسایل و قوانین لازم جهت حل آنان را در اختیار میگذارد.
ژول آرتور بارکر (به عنوان یکی از بنیانگذاران مفهوم نوین و کاربردی پاردایم)، معتقد است یک پارادایم جدید به شما میگوید که "آگاه باشید!یک بازی جدید شروع شده است".سپس به شما میگوید که آن بازی چیست و چگونه میتوان در آن بازی موفق بود. به اعتقاد او، کلمه بازی، تشبیه ساده و مناسبی از پارادایم است چرا که مفاهیم و ایده اصلی مرز و مسیر را به خوبی منعکس میکند. پارادایم به افراد میگوید که چگونه طبق قواعد و قوانین بازی کنند.
منبع:
محمدرضا میرزاامینی و حمید علیاکبرزاده (اندیشگاه شریف)، پارادایم: تعاریف، مفاهیم، نمونهها، مرکز آیندهپژوهی علوم و فناوری، 1385
http://www.sharifthinktank.com/
چرا باید جای خانه، ثابت باشد؟
آیا تا به حال، دنبال خرید خانه بودهاید؟ خانههای نامناسب و قیمتهای نامعقول، چه احساسی در شما بوجود آورده است؟ راجع به افرادی که تمامی عمر خود را در یک خانه و در یک جا، سر میکنند چه فکری میکنید؟ آیا خانهی شما با یک حادثهی طبیعی از بین نخواهد رفت؟
بررسی تاریخ نشان میدهد که انسان، از آغاز خلقت، یکجانشین نبوده است و متناسب با شرایط، نیاز و خواست خود، از جایی به جای دیگر نقل مکان میکرده است. اما به مرور، کشاورزی و بعد صنعت را آموخت و در نقاط خاصی به ایجاد روستا و شهر پرداخت و جوامع انسانی بزرگی را بنا نهاد.
اما شاید در اخبار، راجع به افرادی که سبک زندگی متفاوتی دارند نیز چیزهایی شنیده باشید. کسانی که با موتورسیکلت خود زندگی میکنند و هر روز، یک جا ساکن هستند؛ کسانی که با خانواده خود در کانتینرِ (اتاقکِ) متصل به خودروی خود زندگی میکنند و وابستگی به یک نقطهی جغرافیایی ندارند؛ افرادی که روی یک قایق یا کشتی کوچک یا بزرگ زندگی میکنند و همیشه روی آب در سفر هستند، همانند بعضی افراد ثروتمند که در قایقی روی کانال آب یا رودخانهی مصنوعی متصلکننده شهرهای مختلف انگلستان به یکدیگر زندگی میکنند.
جدای از موارد مذکور که مربوط به سبک زندگی افراد خاصی است، اخیراً خانههایی شناور در هلند ابداع شده است که ثابت نیستند و در صورت بالاآمدن آب یا سیل احتمالی، در آب شناور میشوند. این خانهها دارای بالکون یا بهارخواب، پنجرههایی سرتاسری از کف زمین تا سقف که کاملاً بیرون را نشان میدهد، و اتاقهایی پوشیده به عنوان مکان خصوصی خانه، هستند.این خانههای ایمن، مناسب برای نقاط ساحلی و مناطق سیلخیز است.
منبع:
محمدرضا میرزاامینی، حمید علیاکبرزاده، اندیشگاه شریف، 1385
Marvin Cetron, Futurist Magazine, 2003
آیا وقت آن نرسیده است که فوتبال تغییر کند؟
اگرعلاقمند به ورزش باشید حتماً روزانه، هفتگی و ماهانه، وقت زیادی را صرف ورزشکردن یا تماشای مسابقات ورزشی میکنید.فارغ از اینکه علاقمند به چه ورزش یا ورزشهایی هستید، قطعاً از عملکرد متفاوت و خلاقانه بعضی ورزشکاران یا تیمهای ورزشی، بیش از بقیه لذت میبرید. اما عمدتاً شاهد بودهاید که در بسیاری از موارد، قوانین سفتوسخت حاکم بر مسابقات، عملاً زمینهای برای بروز نوآوری و خلاقیت ورزشکاران و مربیان باقی نمیگذارد.
شاید به جرات بتوان گفت، فوتبال، به عنوان یکی از محبوبترین ورزشها در سطح جهان و در ایران، بیش از یک قرن است که قوانین کلی آن هیچ تغییری نکرده است، بلکه صرفاً جهت حل بعضی مشکلات و موانع، تغییرات جزئی در آن ایجاد شده است. یعنی، سنتگرایی در فوتبال بسیار زیاد است و سیاستگذاران، مدیران، ذینفعان و نقشآفرینان این عرصه، مقاومت زیادی در مقابل نوآوری و ایجاد تغییروتحولات کلی و جزئی در فوتبال از خود نشان میدهند و هر معضل و حقکشی را "جذابیت فوتبال" قلمداد میکنند!
عملاً بخش عمدهای از بازی فوتبال، فاقد هر گونه جذابیتی است و بعضاً عملکرد بعضی تیمها، دیگر صدای همه را درمیآورد.به همین علت، پیشنهاد میکنیم جدای از نوآوریهایی که میتواند در چارچوب موجود، مثلاً در سیستم یا تاکتیک بازی، اتفاق بیفتد، فیفا میتواند تغییروتحولات کلی و جزئی را در فوتبال جهانی ایجاد نماید (تغییرات خاصی در حال بررسی است). از جمله این نوآوریها میتوان موارد ذیل را برشمرد:
· تغییر اندازه زمین، اندازه دروازه، اندازه توپ، زمان بازی و تعداد بازیکنان
· تغییر شرایط گل (مثلاً حذف آفساید، برخورد توپ به تیرک دروازه، و امثالهم)
· تغییر شرایط برنده و بازنده (حذف مساوی، انتخاب برنده براساس عملکرد در زمین و امثالهم)
· ایجاد یک شبکه ارتباطی بیسیم بین بازیکنان و مربی (همانند ارتباط بیسیم داوران)
· نوآوریهای اساسی همچون وجود دو توپ در زمین (یکی برای هر تیم)، تغییر مستمر دروازهی تیمهاو امثالهم.
منبع:
محمدرضا میرزاامینی، حمید علیاکبرزاده، اندیشگاه شریف، 1385
http://www.sharifthinktank.com/
برداشت مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است.
با توجه به گسترش وسیع راههای آموزش ریاضی و حساسیتهای موجود این وبلاگ را تهیه تا از رهنمود های شما همکاران محترم و دانش آموزان عزیز جهت هرچه بهتر شدن نحوه آموزش استفاده نماییم لطفآ در راستای رسیدن به این هدف والا مارا همراهی نمایید .